شعر

۵ شعر زیبا و جذاب ایرانی

۵ شعر زیبا و جذاب ایرانی

قطعا دوستداران شعر و ادب فارسی قیصر امین پور را میشناسند یکی از شاعران ایرانی در دوره انقلاب اسلامی اشعار زیبا و دلنشینی را سروده اند که یکی از اشعار ایشان را برایتان آورده ایم

5 شعر زبیا و جذاب ایرانی

⇓⇓⇓گاهی چه بی گناه دلت پیر میشود⇓⇓⇓

اینجا همان دمی است که زود دیر میشود

گاهی به رغم تشنگی عشق، عاقبت
با حسرتی فقط، عطشت سیر میشود

گاهی همان دو چشم که رامت نموده بود
بی رحم چون کمان کمانگیر میشود

گاهی همان گلی که به دل پروراندیش
خارش به سینه ات چه نفس گیر میشود

گاهی که آرزوست بغل سازیش به مهر
تنها سراب اوست که تصویر میشود

گاهی نیایشت که فقط بهر وصل بود
چون نیست قسمتت، به دلت تیر میشود

گاهی صدای بارش باران که دلرباست
با چتر تک سواره چه دلگیر میشود

گاهی که ضرب و جمع به راهی نمی رسد
من کم شوم ز یار، چه تفسیر میشود

گاهی مسیر عشق، ز پیکار عقل و دل
از تیزی و خطر، چو شمشیر میشود

گاهی که منطقت ندهد پاسخت به دل
باید نشست و دید، چه تقدیر میشود..

قیصر امین پور

 

۵ شعر زیبا و جذاب ایرانی

 

 

علاقه مندان به شعر نیما یوشیج را هم میشناسند او در دوره معاصر شعر می سرود یکی از اشعار ایشان را برایتان آورده ایم

5 شعر زبیا و جذاب ایرانی

در نخستین شب

♣در نخستین ساعت شب،

در اطاق چوبیش تنها، زن چینی

در سرش اندیشه های هولناکی دور می گیرد، می اندیشد:

« بردگان ناتوانایی که می سازند دیوار بزرگ شهر را هر

یکی زانان که در زیر آوار زخمه های آتش شلاق داده جان

مرده اش در لای دیوار است پنهان»

آنی از این دلگزا اندیشه ها راه خلاصی را نمی داند زن چینی

بیشتر بخوانید  دانلود سریال آفتاب پرست با لینک مستقیم + همه قسمت ها

او، روانش خسته و رنجور مانده است

با روان خسته اش رنجور می خواند زن چینی،

♣در نخستین ساعت شب:

ـــ « در نخستین ساعت شب

هر کس از بالای ایوانش چراغ اوست آویزان

همسر هر کس به خانه بازگردیده است الا همسر من

که ز من دور است و در کار است

زیر دیوار بزرگ شهر.»

♣در نخستین ساعت شب، دور از دیدار بسیار آشنا من نیز

در غم ناراحتی های کسانم

همچنانی کان زن چینی

بر زبان اندیشه های

دلگزایی حرف می راند

من سرودی آشنا را می کن در گوش

من دمی از فکر بهبودی تنها ماندگان در خانه هاشان نیستم خاموش

و سراسر هیکل دیوارها در پیش چشم التهاب من نمایانند نجلا!

♣در نخستین ساعت شب

این چراغ رفته را خاموش تر کن

من به سوی رخنه های شهرهای روشنایی راهبردم

را به خوبی می شناسم، خوب می دانم

من خطوطی را که با ظلمت نوشته اند

وندر آن اندیشه ی دیوارسازان می دهد تصویر

دیرگاهی هست می خوانم.

در بطون عالم اعداد بیمر

در دل تاریکی بیمار

چند رفته سالهای دور و از هم فاصله جسته

که بزور دستهای ما به گرد ما

می روند این بی

زبان دیوارها بالا.

〈〈نیما یوشیج 〉〉

۵ شعر زیبا و جذاب ایرانی

بانو پروین اعتصامی از شاعران بسیار درخشان ادبیات فارسی هستند که قطعا ایشان را میشناسید چرا که اشعار ایشان را در کتب درسی هم دیده اید در اینجا یکی از اشعار زیبای ایشان را برایتان آورده ایم

5 شعر زبیا و جذاب ایرانی

              ⇓چندپند⇓

کسی که بر سر نرد جهان قمار نکرد

سیاه روزی و بدنامی اختیار نکرد

 

خوش آنکه از گل مسموم باغ دهر رمید

برفق گر نظری کرد، جز به خار نکرد

 

به تیه فقر ازان روی گشت دل حیران

بیشتر بخوانید  جوک های جدید کرکر خنده مردادماه 1401

که هیچگه شتر آز را مهار نکرد

 

نداشت دیدهٔ تحقیق مردمی کاز دور

بدید خیمهٔ اهریمن و فرار نکرد

 

شکار کرده بسی در دل شب این صیاد

مگو که روز گذشت و مرا شکار نکرد

 

سپهر پیر بسی رشتهٔ محبت و انس

گرفت و بست بهم، لیک استوار نکرد

 

مشو چو وقت، که یک لحظه پایدار نماند

مشو چو دهر، که یک عهد پایدار نکرد

 

برو ز مورچه آموز بردباری و سعی

که کار کرد و شکایت ز روزگار نکرد

 

غبار گشت ز باد غرور، خرمن دل

چنین معامله را باد با غبار نکرد

 

سفینه‌ای که در آن فتنه بود کشتیبان

برفت روز و شب و ره سوی کنار نکرد

 

مباف جامهٔ روی و ریا، که جز ابلیس

کس این دو رشتهٔ پوسیده پود و تار نکرد

 

کسی ز طعنهٔ پیکان روزگار رهید

که گاه حملهٔ او، سستی آشکار نکرد

 

طبیب دهر، بسی دردمند داشت ولیک

طبیب وار سوی هیچ یک گذار نکرد

 

چرا وجود منزه به تیرگی پیوست

چرا محافظت پنبه از شرار نکرد

 

ز خواب جهل، بس امسالها که پار شدند

خوش آنکه بیهده، امسال خویش پار نکرد

 

روا مدار پس از مدت تو گفته شود

که دیر ماند فلانی و هیچ کار نکرد

پروین اعتصامی

۵ شعر زیبا و جذاب ایرانی

حتما شما باباطاهر عریان رامیشناسید او شاعر همدانی بود و اشعار زیبایی داشت یکی از اشعار اشان را در اینجا برایتان آورده ایم

5 شعر زبیا و جذاب ایرانی

عشق

♥ دلا در عشق تو صد دفترستم

♥ که صد دفتر ز کونین از برستم

♥ منم آن بلبل گل ناشکفته

♥ که آذر در ته خاکسترستم

♥ دلم سوجه ز غصه وربریجه

♥ جفای دوست را خواهان ترستم

♥ مو آن عودم میان آتشستان

بیشتر بخوانید  زندگینامه شهره مازیار لرستانی کیست ازدواج ناموفق و تغییر جنسیت

♥ که این نه آسمان ها مجمرستم

♥ شد از نیل غم و ماتم دلم خون

♥ به چهره خوشتر از نیلوفرستم

♥ درین آلاله در کویش چو گلخن

♥ بداغ دل چو سوزان اخگرستم

♥ نه زورستم که با دشمن ستیزم

♥نه بهر دوستان سیم و زرستم

♥ ز دوران گرچه پر بی جام عیشم

♥ ولی بی دوست خونین ساغرستم

♥ چرم دایم درین مرز و درین کشت

♥ که مرغ خوگر باغ و برستم

♥ منم طاهر که از عشق نکویان

♥ دلی لبریز خون اندر برستم

بابا طاهر

 

سید محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار شاعر بزرگ ایرانی که اهل تبریز بود که به زبان فارسی و ترکی آذربایجانی شعر سروده است در اینجا یکی از شعر های ایشان را برایتان آورده ایم .

شهریار

⇓⇓خمار انتظار⇓⇓

¤ شب گذشته شتابان به رهگذار تو بودم

¤ به جلد رهگذر اما در انتظار تو بودم

 

¤ نسیم زلف تو پیچیده بود در سر و مغزم

¤ خمار و سست ولی سخت بی قرار تو بودم

 

¤ همه به کاری و من دست شسته از همه کاری

¤ همه به فکر و خیال تو و به کار تو بودم

 

¤ خزان عشق نبینی که من به هر دمی ای گل

¤ در آرزوی شکوفائی و بهار تو بودم

 

¤ اگر که دل بگشاید زبان به دعوی یاری

¤ تو یار من که نبودی منم که یار تو بودم

 

¤ چو لاله بود چراغم به جستجوی تو در دست

¤ ولی به باغ تو دور از تو داغدار تو بودم

 

¤ به کوی عشق تو راضی شدم به نقش گدایی

¤ اگر چه شهره به هر شهر و شهریار تو بودم

شهریار

 

۵/۵ - (۵ امتیاز)

توسط سعید راستی

در طول زندگی آموختم و تصمیم گرفتم که هیچگاه تسلیم نشم و این راز موفقیت منه این جمله را در شرایط سخت به خودم میگم؛ اگر تسلیم بشم بعد از اون چکار خواهم کرد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 + 8 =